الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

198

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

در پاسخ معترض مىگوئيم : اين كلامى كه مىگوئى مورد انكار ماست ، زيرا اين دليلى كه در خود قرآن كريم براى تعيين يكى از دو معنا هست يا قابل تأويل است و يا غير قابل تأويل ؛ اگر قابل تأويل است كه آيهء مورد بحث خودش نيازمند تفسير امام است ، و اگر قابل تأويل نيست البتّه آن آيه ، توقيف و توضيحى بر معناى مراد است و معرفت مراد بر كسى كه علم لغت را مىداند دشوار نخواهد بود ، عقل هم آن را مىپذيرد و از فعل حكيم همچنين امرى روا و پسنديده است ، امّا وقتى ما در آيات قرآن كريم تدبّر مىكنيم آنها را چنين نمىبينيم و درك مىكنيم كه اختلاف در تأويل آيات بين علماى دين و لغت پابرجاست و اگر آياتى كه بطور قطع آيات ديگر را تفسير مىكرد ، يكى از آن دو گروه معاند بودند ، و به سادگى مىتوانستيم حقيقت حال ايشان را كشف كنيم و كسى كه آيه را تأويل كرده بود ، از ميزان لغت و اهل زبان خارج بود ، زيرا اگر كلام محتمل تأويل نباشد و آن را بر معناى مخالفت لغت حمل كنى ، از آن لغتى كه خطاب به آن واقع شده است خارجشده‌اى . شما اى گروه زيديّه ! يك آيهء مورد اختلاف را به ما نشان بدهيد كه در قرآن كريم دليل قاطعى بر معناى آن وجود